خبرگراری کردپرس _ ضربالمثل کرمانشاهی میگوید: «آسمان! ای همکه اگرمنی، یهی دف بوار»؛ یعنی: « ای آسمان این همه رعد و برق می زنی، یک دفعه هم باران ببار». کاربرد این جمله خطاب به پدران دلسوزی است که مدام تشر میزنند، اما دستشان به سوی فرزند بلند نمیشود. آنها از ته دل دوست دارند که تنبیه بدنی نکنند، اما نتیجهاش این میشود که حرفشان بر زمین میماند و بچه یاد میگیرد تهدیدها را جدی نگیرد.
این روزها وضعیت برخی از کلانپروژهها و بحرانهای استان کرمانشاه هم کموبیش به این ماجرا شبیه شده است.
دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه که به روحیهای مهربان و رئوف شهره است، در همین هفته سوم اردیبهشت که هنوز به نیمه نرسیده، در سه جلسه متوالی دست کم چند ضربالاجل متفاوت صادر کرده است: از ضربالاجل فوری برای جمعآوری معتادان متجاهر گرفته تا پرداخت تسهیلات بانکی و رفع ناهماهنگی دستگاهها در مرزها. از دستور جمعآوری کشتارهای زندهفروشی مرغ و گوسفند تا برخورد جدی با دلالان و گرانفروشان تا ساماندهی بازار. انگار نه انگار که بسیاری از این دستورات ماههای پیش هم داده شده بودند.
اما مشکل اینجاست که این ضربالاجلها به تنهایی کارساز نیستند. آنقدر تکرار شده و پس از عدم اجرا هیچ اتفاقی نیفتاده که همه مدیران در برابرشان واکسینه شدهاند. آنها به خوبی دریافتهاند که در قامت مهربان استاندار کرمانشاه، جز بخشش و عطوفت چیزی نیست. به قول معروف، «هر تهدید تکرارشده، یک وعده بیپشتوانه میشود».
«یک جین ضربالاجل، دریغ از یک ارزن برخورد»؛ اگر پدری فقط تشر بزند و هیچگاه پشتِ حرفش نایستد، بچه فقط میخندد. شاید وقت آن رسیده که گاهی همان «یک دفعه باران» هم ببارد.
به معنای نشان دادن این حقیقت که حرف مسئول، پشت و پناه دارد. وگرنه مدیران هم مثل آن بچه زیرک، منتظر میمانند تا ببینند این ضربالاجل هم از همان هاست یا نه؟

نظر شما