تراژدیِ نسیان و ابزارانگاری مردم کُرد؛ فروپاشیِ اخلاقِ استراتژیک در دکترین «ترامپیسم»/ منصور رحیمی

سرویس عراق و اقلیم کردستان- در تلاقیِ «رئالیسمِ معاملەگرایانه» و انزوایِ دیپلماتیک، ادعاهای اخیر دونالد ترامپ مبنی بر گمشدن تسلیحات ارسالی و تقلیلِ مبارزات ملی کردها به «پیمانکاریِ مزدوری»، فراتر از یک لفاظیِ انتخاباتی، نشاندهنده یک آنومالیِ (ناهنجاری) استراتژیک در بدنه قدرت سخت آمریکاست.

کردپرس
این یادداشت با رویکردی انتقادی، پارادوکسِ میان «اشرافِ بیومتریکِ پنتاگون» و «ادعایِ فقدانِ ردگیری» را به چالش کشیده و بر خلاءِ مرگبارِ رسانهای که به این تخریبِ پرستیژ دامن زده، مویه میکند.
۱. پارادوکسِ لجستیک
از منظر حقوق بین الملل نظامی و استانداردهای آژانس  همکاری امنیتی دفاعی، ادعای گم شدن سلاح در قرن ۲۱، بازی با مفروضات عقلانی است.
چالش فنی: ایالات متحده از پروتکلهای Golden Sentry برای نظارت بر کاربری نهایی استفاده میکند. هر سلاح سنگین ارسالی دارای «کد شناساییِ منحصربەفرد» و در بسیاری موارد ردیابهای غیرفعال است.
  چطور ابرقدرتی که ادعای رصدِ ریزترین جابجایی های لجستیکی در عمق استراتژیک منطقه را دارد، در برابر سرنوشت تسلیحات خود به «کوررنگیِ عمدی» دچار شده است؟ این یک «سلب مسئولیتِ حقوقی» است تا راه برای بازنگری در اتحادهای منطقەای هموار شود.
۲. استحاله «مبارزه وجودی» به «تراکنش مالی»؛ تحسری بر حراجِ خون
ترامپ با کلمات خود، دهەها مبارزه را به یک فاکتور فروش تقلیل داد.
وقتی یک رهبر سیاسی، متحد خود را «مزدور» مینامد، در واقع در حال «ارزانسازیِ امنیت» است.
این دقیقاً همان نقطەای است که باید بر آن گریست؛ تحسر بر این واقعیت که تکیه بر «قدرتِ استیجاریِ فرامنطقەای»، عاقبتی جز کالاشدگی ندارد. تاریخ نشان داده که در ترازوی واشنگتن، وزنِ «دلار» همواره بر «تعهد» سنگینی میکند.
۳. خلاءِ رسانەای و فلجِ لابیگری
چرا رسانەهای کُردی و نخبگان مقیم خارج، در برابر این ترورِ شخصیتِ ملی سکوت کردەاند؟
فقرِ سوادِ رسانەای استراتژیک روشنترین عامل این فاجعه است. در حالی که ماشین رسانەای ترامپ در حال تثبیت روایت «کُردِ سلاحفروش» است، رسانەهای محلی درگیرِ زردنویسی و انحراف اجتماعی و ترویج تعدد زن و مناقشات بدوی و حزبی و شخصی هستند. لابیهای رسانەای احزاب و جریانهایی که به کاخ سفید دسترسی پیدا کردەاند با خلق پدیدەای چون مستر کورد تحسر و یاس موقرانه نخبگان کرد را دوچندان و صدچندان کردە است.
  سکوتِ کردهای مقیم آمریکا نیز از سر ناآگاهی نیست، بلکه برآمده از یک «انفعالِ ساختاری» است. فقدان یک لابی منسجم که بتواند با تکیه بر دادەهای پنتاگون، دروغهای ترامپ را در کنگره به چالش بکشد، بزرگترین ضربه را به بدنه امنیت ملی منطقه وارد کرده است.
۴. فرضیه «بازیِ سوخته»؛ چرا ترامپ چنین میگوید؟
ناظران ارشد بین الملل معتقدند این ادعاها بخشی از یک «دیپلماسیِ پیشدستانه» است:
نخست. بستنِ پرونده هزینەها: آمادەسازی افکار عمومی آمریکا برای قطع کامل حمایتهای مالی و نظامی.
دوم. دلجوییِ تاکتیکی از بازیگران منطقەای: ترامپ با «غیرقابل اعتماد» نشان دادن کُردها، در حال باز کردن گرەهای دیپلماتیک خود با دیگر قدرتهای بزرگ منطقه (از جمله ایران و ترکیه) به قیمتِ قربانی کردنِ پیادەنظامِ سابق خویش است.
۵. ضرورتِ بازگشت به قطب نمای منطقەای
این یادداشت با نگاهی تحسرآمیز به سرنوشتِ متحدانِ یکبار مصرفِ آمریکا، به این نتیجه میرسد که: «امنیتِ وارداتی، تاریخ انقضا دارد.»
اگر کُردها نتوانند از پیله سکوتِ رسانەای خارج شوند و با زبانی فنی و حقوقی، ادعاهای ترامپ را به چالش بکشند، پدرخواندە، مسئولیت بخش بزرگی از شکست حملاتش علیە ایران را بە نام کردها فاکتور خواهد زد و در دوره جدیدِ احتمالیِ او، نه به عنوان یک «ملت»، بلکه به عنوان یک «بدهکارِ فراری» با آنها برخورد خواهد شد.
وقت آن است که نخبگان سیاسی منطقه، به جای انتظار برای «وحی از کاخ سفید»، به دنبال بازتعریفِ امنیت در چارچوب همگرایی منطقەای و تکیه بر ریشەهای اصیلِ جغرافیای مادری باشند؛ چرا که در منطقِ ترامپ، «رسیدِ انبار» بسیار معتبرتر از «خونِ ریختەشده» است.

کد مطلب 2795426

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha